مسيحيت‌، درجهت ديگر، از طريق انتشار ترجمه‌هاي تازهٴ كتاب مقدس به زبان‌هاي حبشي‌، ارمني‌، و گرجي در ترقي مدنيت مؤثر واقع شد. از اين‌رو مبارزه‌اي اساسي بر ضد بي‌سوادي -- چونان آماده سازي اوليهٴ زمين براي كشت -- به سرزمين‌هاي تازه‌اي كشانده شد.
باز مسيحيت از راه سومي هم پيش‌رفت فكري را ترويج كرد. رشك و بي‌قراري ذاتي‌ متكلمان مسيحي در برابر يكديگر چون نيروي گريز از مركزي است كه دايم سبب مي‌شود تا آنان‌ كه مطلقاً حاضر به قبول شكست و سرسپردگي به رأي ديگران نيستند، از مركزيت جهان مسيحي‌ بيرون رانده شوند و دور گردند. از اين رو انتشار فرهنگ نه تنها به وسيلهٴ مبشران‌، بلكه در عين‌ حال به وسيلهٴ فراريان و تبعيديان ديني‌، كساني كه به گناه بدعتگذاري و دگرانديشي اخراج شده‌ بودند، صورت گرفت‌. بدعت نسطوري كه در 431 پديدار شد، يكي از اين نيروهاي گريز از مركز كه از چنين عداوت كلامي منشأ مي‌گرفت‌، و بر اثر آن دعوت نسطوري در امتداد كوه‌ها و بيابان‌ها تااقصاي چين امتداد يافت‌، هم چون حلقهٴ بسيار مهمي شد در ميان شرق و غرب‌.
يك بدعت ديگر، يعني پلاگيانيگري‌، درهمان ايام آغاز شد، ولي به اروپاي باختري محدود ماند و اهميت فرهنگي آن بسيار كم است‌.
بزرگترين متكلم مسيحي عصر قديس اوگوستين بود. آثار مهم او در اثناي دومين قسمت‌ زندگي‌اش نوشته شد، يعني در ربع اول سدهٴ پنجم‌. او فكر خلقت بالقوه را نمو بخشيد، بدين‌ ترتيب (بالغ بر 1400 سال پيش از آن كه كلام مسيحي را بدان نياز افتد)، عقيدهٴ مسيحيت را در باب آفرينش با عقيدهٴ علمي مربوط به تكامل آشتي داد. تعدادي از مورخان مسيحي در آن ايام‌ برآمدند، ولي در زير در فقرهٴ مربوط به تاريخ بدان‌ها خواهم پرداخت‌.
تحت رهبري رابي اشي (فت 427) سورا يكي از مراكز معنوي بسيار در بابل شد. او يكي از محرران اصلي تلمود بود.
كوماراجيوا كاهن اعظم‌، سوتراهاي بودايي متعددي را از سانسكريتي به چيني ترجمه كرد. در همين اثنا، آيين بودايي به وسيلهٴ بوداگوسا، بزرگ‌ترين نمايندهٴ آيين مدرسي بودايي در اكناف‌ منتشر مي‌شد. بوداگوسا در آنوراداپوراي سيلان برآمد، و به زبان پالي نوشت‌.

3. فلسفهٴ هلنيستي و رومي‌. مهم‌ترين فلاسفهٴ عصر نوافلاطونيان بودند: سونسيوس كيمياگر؛ ماكروبيوس‌، كه شرحش بر رسالهٴ رؤياي اسكيپيوس‌، اثر سيسرون‌، تا پيش از نيمهٴ سدهٴ دوازدهم‌ يكي از مآخذ مهم آيين افلاطوني در جهان مسيحي بود؛ بالاخره سوريانوس‌، كه به رياست‌ آكادمي رسيد و شروحي بر آثار ارسطو و افلاطون نوشت‌. نوشته‌هاي ماكروبيوس به خاطر اشارات علمي متعددي كه عرضه مي‌كند، براي ما اهميت خاصي دارد.

4. رياضيات و نجوم هلنيستي‌، هندي و چيني‌. هوپاتيا دختر تئون اسكندراني شروحي بر آثار آپولونيوس‌، بطليموس و ديوفانتوس نوشت‌. قتل او به وسيلهٴ گروهي از مسيحيان در 415 از